اخبار

یادداشتی به قلم دکتر علیرضا شهرستانی به مناسبت اول اردیبهشت روز سعدی

یادداشتی به قلم دکتر علیرضا شهرستانی به مناسبت اول اردیبهشت روز سعدی
سعدی؛ حکیمی که نبض جان ما را می‌شناسد

دکتر علیرضا شهرستانی
پژوهشگر ادبی و مدرس دانشگاه

  وقتی سعدی، طبیب جان می‌شود

در روزگاری که واژگانی چون اضطراب، افسردگی و فرسودگی روانی به ادبیات روزمره جامعه پزشکی راه یافته‌اند، گاه باید به جست‌وجوی نسخه‌هایی رفت که نه در داروخانه‌ها، که در کتابخانه‌ها نگه‌داری می‌شوند.
سعدی شیرازی، این حکیم شیرین‌سخن، قرن‌ها پیش، پیش از آن‌که از «سلامت روان» سخن به میان آید، از تعادل جان نوشته است؛ تعادلی که هنوز هم می‌تواند در کنار درمان‌های ما بنشیند، نه در برابر آن‌ها.

  سعدی و مفهوم طبابت؛ از درمان تا پیشگیری

در نگاه سعدی، «عافیت» صرفاً فقدان بیماری نیست. او طبابت را در سه لایه می‌بیند:
نخست، پرهیز از موقعیت‌های تنش‌زا؛
دوم، تعدیل هیجان و مهار واکنش‌های آنی؛
و سوم، اصلاح رابطه با دیگری؛ چراکه بسیاری از دردهای جان، زاده رابطه‌اند.

این نگاه، به‌طرزی شگفت، با پزشکی پیشگیرانه و رویکردهای نوین سلامت روان هم‌داستان است.

سعدی در گلستان، با ایجازی که خاص اوست، منطق پیشگیری را چنین خلاصه می‌کند:
«چون علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد.»
آن‌که به درمان زخم می‌اندیشد، در حقیقت به جلوگیری از پدید آمدن آن نظر دارد؛ رویکردی که امروز آن را پزشکی پیشگیرانه می‌نامیم، اما سعدی قرن‌ها پیش آن را در قالب تجربه زیسته انسان بیان کرده است.

  طبیب دردهای پنهان

سعدی آن‌جا که از رنج انسان سخن می‌گوید، بیش از آن‌که واعظ باشد، شنونده است. او می‌داند بسیاری از دردهای جان، پیش از نصیحت، به مجال گفتن نیاز دارند. ازاین‌رو، درمان در نگاه او از گوش آغاز می‌شود، نه از صلابت نسخه.

در گلستان، از مردی رنجور یاد می‌کند که چون زبان به گفتن می‌گشاید، اندوهش سبک می‌شود و خود به ایجاز می‌نویسد:
 «چون سخن آغاز کرد، اندوه از دلش سبک شد.»
و در تأکید بر همین معنا می‌افزاید:

  «دل تنگ، چون سخن گوید، فراخ شود.»

سعدی با همین بیان کوتاه نشان می‌دهد که شنیده‌شدن، خود شکلی از درمان است؛ دریافتی که امروز آن را در روان‌درمانی روایت‌محور، به زبانی علمی بازمی‌یابیم.

  آناتومی خشم؛ وقتی غریزه پیش از خرد سخن می‌گوید

در بوستان حکایتی کوتاه اما ژرف آمده است:
سگی پای صحرانشینی را می‌گزد. شب، درد امانش را بریده است. دختر خردسالش می‌پرسد: مگر تو را دندان نیست؟ چرا تلافی نمی‌کنی؟
پاسخ پدر، تجلی عزت نفس انسانی است:

 « محال است اگر تیغ بر سر خورم
  که دندان به پای سگ اندر برم.»

و سعدی در بیت پایانی، فلسفه این خویشتن‌داری را چنین می‌بندد:

 « توان کرد با ناکسان بد رگی
 ولیکن نیاید ز مردم، سگی»

آنچه سعدی در قالب حکایت می‌گوید، امروز در روان‌شناسی با عنوان هوش هیجانی و فاصله‌گذاری هیجانی شناخته می‌شود؛ مهارتی حیاتی، به‌ویژه برای آنان که هر روز با رنج انسان‌ها سروکار دارند.

  زبان؛ تیغِ جراحت یا مرهمِ سلامت؟

سعدی به‌خوبی می‌دانست که کلام می‌تواند شفا ببخشد یا زخم را عمیق‌تر کند. در گلستان می‌خوانیم:

 « تا مرد سخن نگفته باشد
 عیب و هنرش نهفته باشد.»

برای پزشک، زبان نه ابزاری حاشیه‌ای، بلکه بخشی از فرایند درمان است؛ همان‌قدر مهم که نسخه و تشخیص.

  حکایت جالینوس؛ درس حل تعارض

سعدی از قول جالینوس نقل می‌کند:
نادانی با دانشمندی درگیر شد. جالینوس گفت: «اگر این نادان نبودی، کار وی با نادانان بدین‌جا نرسیدی.» و سپس سعدی می‌افزاید:
 « دو عاقل را نباشد کین و پیکار
 نه دانایی ستیزد با سبک‌سار
 اگر نادان به وحشت سخت گوید
 خردمندش به نرمی دل بجوید.»
در اینجا، سعدی نسخه‌ای روشن برای مدیریت تعارض می‌دهد: نرمی در برابر درشتی و خاموشی حساب‌شده در برابر نادانی.

  سکوت، کنشِ خردمندانه

سعدی در گلستان حکایت می‌کند از مردی که در برابر طعن و درشتی، خاموشی گزید.
از او پرسیدند چرا پاسخ نگفتی؟
گفت: «جواب نادان، خاموشی است؛ که اگر درآمیزی، آتش افزون شود.»
در منطق سعدی، سکوت نه انفعال است و نه شکست؛ نوعی پرهیز خردمندانه است.


  فرجام سخن: سعدی، هم‌نشین درمان، نه رقیب آن

سعدی، این پیر جهان‌دیده، هنوز در لایه‌های پنهان زندگی حرفه‌ای و شخصی ما حضور دارد.
نسخه او پیچیده نیست:
مهار خشم، پاسداری از زبان، پرهیز از تنش‌های بیهوده و شنیدن انسان، پیش از داوری درباره او.
«در روزگاری که سلامتِ روان به یکی از دغدغه‌های جدی جامعه بدل شده است، شاید دیوان سعدی را بتوان نه فقط میراثی ادبی، بلکه دانشی زنده خواند؛ حکمتی که هم‌دوشِ طبابت بر بالینِ انسان مأوا می‌گیرد و آیینِ شفا را از آستانه‌یِ شنیدن آغاز می‌کند.
۳۱ فروردین ۱۴۰۰ ۲۱:۳۲

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید